خانه
اسطوره‌ها

مهر تا مسیح: سفر «چلّه» به غرب و بازگشت «کریسمس» به ایران (بخش دوم)

از این نوشته خوشتان آمد؟

مهر تا مسیح: سفر «چلّه» به غرب و بازگشت «کریسمس» به ایران (بخش دوم)

به دلیل ایجاد محدودیت بخش دوم مقاله در اینجا آورده شده است

لینک بخش اول مقاله

رویارویی تاریخی: کمدی المپ تا رساله‌های تکفیر

یکی از حساس‌ترین نقاط تلاقی در تاریخ ادیان، مواجهۀ نخبگان کلاسیک و پدران کلیسا (Church Fathers) با نفوذ گسترده و آیین‌های شگفت‌انگیز میترا‌پرستی است. این تقابل که از طنز و کمدی آغاز شده بود، در نهایت به مجادلات کلامی تند و متهم کردن یکدیگر به تقلید از شیطان ختم شد.

کمدی لوسیان: میترا در کوه المپ

یکی از جالب‌ترین اسناد تاریخی در نقد میترا، نوشته‌های لوسیان ساموساتایی (طنزپرداز قرن دوم میلادی) است. او در رسالۀ طنزآمیز خود به نام «مجلس خدایان» ، صحنه‌ای کنایه‌آمیز را در کوه المپ به تصویر می‌کشد که نشان‌دهندۀ مقاومت فرهنگی نخبگان رومی در برابر نفوذ آیین‌های ایرانی است. در این کمدی، خدایان اصیل یونانی (مانند زئوس) از حضور خدایان «بربر» در جمع خود شکایت دارند. لوسیان، میترا را به‌صورت خدایی پارسی تصویر می‌کند که با شلوار و کلاه نوک‌تیز (پوشش مادی) وارد مجلس شده، زبان یونانی بلد نیست و حتی هنگام نوشیدن مِی، کسی متوجه سخنان او نمی‌شود و میترا هم سخنان پیروان یونانی خویش را نمی‌فهمد.

موضع‌گیری پدران کلیسا: نظریۀ «میمون‌بازی ابلیس»

پدران کلیسا در قرون دوم تا چهارم میلادی، به جای انکار شباهت‌های میان آیین خود و میترائیسم، وجود آن‌ها را تأیید کردند اما آن را به «تقلید شیطانی» نسبت دادند. آن‌ها معتقد بودند ابلیس که از ظهور مسیح در آینده باخبر بود، پیش‌دستی کرده و آیین میترا را مشابه مسیحیت خلق کرده تا مؤمنان را گمراه کند.

  • • یوستین شهید (Justin Martyr): وی در رسالۀ «دفاعیه نخست» (قرن دوم میلادی) با حیرت به مراسم نان و شراب در آیین میترا اشاره می‌کند و می‌نویسد: «شیاطین به تقلید از شام آخر مسیح، آموختند که همین کار را در مراسم میترا انجام دهند؛ جایی که نان و جامی از آب با ذکرهایی مخصوص به فردِ در حال تشرف داده می‌شود.» یوستین می‌گوید که سخنِ عیسی در شام آخر که نان و شراب را به پیروانش داد و آن را گوشت و خون خود نامید، توسط میتراپرستان در مراسم مخفی‌شان تکرار می‌شود و ایشان نیز هنگام آیین تشرف نوآموزان همین حرف‌ها را تکرار می‌کنند. او همچنین اشاره کرده که در این مراسم آب را در جامی به نوآموز می‌دهند. «یوستین شهید» در رساله‌اش بر ضد تِروفو اشاره مهمی دارد و می‌گوید, مهر پرستان پهلوان بزرگ خویش را «تِره سِه ئوس» می‌نامیدند و اعتقاد داشتند که او از مادری باکره زاده شده است. این به ظهور خورشید از افق کوهستانی (سنگ) یا دریا (آناهیتا) اشاره دارد و مهر پرستان رومی «پره سه ئوس» را یکی از نمادهای مادی میترای نجات بخش می‌دانستند. 
  • تکوین الهیات مسیحی و گذار از آموزه‌های ساده‌ی عیسی به نظام پیچیده‌ی تولد از باکره، حاصل وام‌گیری‌های ژرف از آیین مهر است. هرچند در غرب زایش مهر از سنگ (کوه / غار) مشهور شد، اما شواهد بصریِ گویایی از پیوند بنیادین مهر با آناهیتا (ایزدبانوی آب) وجود دارد؛ در بسیاری موارد مهر سوار بر دلفین و آراسته به مروارید، و یا در حال خروج از دلِ صدف تصویر شده است. با توجه به این که آشنایی جهان غرب با گوهر مروارید در آن دوران بسیار اندک بوده، حضور این نمادها آشکارا بر ریشۀ شرقی باورها و ولادت از آب دلالت دارد. این الگو تطابق شگفت‌انگیزی با زایش سوشیانس (منجی زرتشتی) دارد که در آن دوشیزه‌ای باکره با شستشو در آب دریاچه و جذب نطفه مقدس، باردار می‌شود؛ موتیفی که دقیقاً با روایاتِ مرتبط با تطهیر و شستشوی مریم و بارداری الهی او هم‌خوانی دارد. در واقع، مسیحیان در حالی که زایش مهر از سنگ را توسط نویسندگانی چون یوستین شهید به سخره می‌گرفتند، خودشان نماد «صدفِ زاینده» و تقدس آب را وام گرفته و به «رحمِ مریم باکره» بدل ساختند. بدین‌سان، مفهوم کهنِ «ظهور ناجی از آب و مادری دوشیزه» که در بستر اساطیر ایرانی، مرواریدهای مهری و داستان سوشیانس ریشه داشت، به ستون اصلی الهیات مسیحی بدل گشت. جالب اینجا است که در آن دوران جهان غرب با گوهری به نام مروارید چندان آشنایی نداشت، با این وجود در بسیاری موارد این تصویرسازی‌های بصری یا تشبیه مسیح به مروارید وجود دارد. چنان که در برخی تصویرسازی‌ها، مسیح در شام آخر، صدفی در دست دارد.
  • ترتولیان (Tertullian): او در قرن سوم، این همانندی‌ها را «میمون‌بازی ابلیس» (Diabolical Mimicry) نامید. ترتولیان اشاره می‌کند که میترا نیز بر پیشانی سربازانش علامت می‌گذارد (مشابه غسل تعمید) و وعدۀ رستاخیز می‌دهد. ترتولیان در آثار جدلی خود بر ضد مهرپرستان، چنین نوشته که مهرپرستان دو شکل از صلیب –یکی با بازوهایی برابر و یکی با یک بازوی بلندتر و یا نقش گردون مهر که بعدتر مشتقی از آن به نماد حزب SS هیتلر و نازی‌های آلمان تبدیل شد را بر پیشانی خود نقش می‌کردند. این رسمِ در منابع هند باستان نیز به مهرپرستان و مغان مهری نسبت داده‌اند و یک سنت آریایی باستان بوده است. چنان که هنوز هم برهمنان و بلندپایگانِ دین هندو، خالی رنگی را به علامت سرسپردگی به ایزدِ شیوا یا ویشنو بر پیشانیشان نقش می‌کنند. وام‌گیری نمادهای بنیادینی همچون صلیب و رسم صلیب کشیدن از آیین مهری مشهود است. حرکتِ آیینی دست بر شانه‌ها، پیشانی و قلب، در اصل سنتی مهری و احتمالاً نمادی از حضور چهار ایزد اصلی (زروان، اهورامزدا، اهریمن و مهر) بوده که بعدها توسط مسیحیان اقتباس شده است. در همین راستا، گزارش‌های تاریخی نظیر نوشته‌های ترتولیان نشان می‌دهند که مهرپرستان رومی پس از مراسم تشرف و پیوستن به «ارتش ایزد» (معادل جندالله) می‌نامیدند، نشان صلیب یا گردون مهر را بر دست راست یا پیشانی خود نقش می‌کردند. سنتی که ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کهن آریایی و رسوم هندی (مانند خال‌گذاری برهمنان) داشته و بازتاب ادبی آن را حتی می‌توان در اشعار حافظ و اشاره به «رقم مهر بر چهره» بازجست.
  • • پورفیری (Porphyry): این فیلسوف رومی در رسالۀ «غار نیمف‌ها» صراحتاً اذعان می‌کند که میترائیسم ریشه‌ای باستانی در میان مغان ایرانی دارد و نمادشناسی غار در این آیین، مستقیماً از تعالیم زرتشت نشأت گرفته است.

همانندی‌های مناسکی در اسناد و رساله‌ها

بر اساس اسناد باستان‌شناسی و نقدهای مکتوب مسیحی، کلیدی‌ترین نقاط تلاقی این دو آیین را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد:

 مورد همانندی  توصیف در رساله‌های مسیحی  ریشۀ میترایی / ایرانی 
 تولد   تولد از باکره / صخره در ۲۵ دسامبر  زایش از دل سنگ (پترا ژنیتو) 
 غسل   تعمید برای پاکیزگی از گناه  غسل‌های مکرر در حوضچه‌های مهرابه 
 عشای ربانی   خوردن نان و شراب مقدس  ضیافت میترا و ایزد خورشید (سول) 
 روز مقدس   روز خورشید (Sunday)  روز مخصوص ایزد مهر 
 فرجام‌شناسی   داوری نهایی و آتش آخرالزمان  عبور از پل چینود و آزمایش آتش (ایارخشش) 

تحلیل تاریخی: جذب کالبد برای بقا

مجموعۀ این شواهد نشان می‌دهد که مسیحیت نه در انزوا، بلکه در یک فضای رقابتی شدید با میترائیسم رشد کرد. در زمان جنگ‌های ایران و روم، مسیحیان از «ایرانی بودن» میترا استفاده می‌کردند تا آن را دینی بیگانه جلوه دهند، اما هم‌زمان برای پیروزی بر این رقیب قدرتمند، مجبور شدند بسیاری از نمادهای آن را جذب کنند.

رساله‌های نقد، ناخواسته بر اصالت و تقدم زمانی آیین مهر صحه گذاشتند. کلیسا با پذیرش عناصری همچون مقام «پاپا»، درخت همیشه‌سبز و پنجره‌های نوری، مسیحیت را برای ذائقۀ مردمان آن عصر که با نمادهای مهری خو گرفته بودند، آشنا و پذیرفتنی ساخت.

تقویم مقدس: چرا زمان شب یلدا و کریسمس با هم تفاوت دارند؟

بسیاری گمان می‌کنند تفاوت چند روزه میان شب یلدا و جشن کریسمس نشان‌دهندۀ استقلال این دو مناسبت از یکدیگر است؛ اما تحلیل‌های نجومی و تاریخی ثابت می‌کند که هر دو مراسم ریشه در یک پدیده واحد دارند: انقلاب زمستانی (Winter Solstice) . تفاوت تاریخ فعلی آن‌ها صرفاً ناشی از خطاهای محاسباتی در تقویم‌های باستانی غرب است.

دلیل انتخاب ۲۵ دسامبر توسط کلیسا

در سده‌های نخستین، هیچ تاریخ دقیقی برای تولد عیسی مسیح در انجیل‌ها ذکر نشده بود. انتخاب این تاریخ در قرن چهارم میلادی توسط کلیسای رم، یک اقدام هوشمندانه و با اهداف سیاسی-مذهبی صورت گرفت:

  • جایگزینی آیین مهر: در آن دوران، محبوب‌ترین جشن رومیان «تولد خورشید شکست‌ناپذیر» (Natalis Solis Invicti) بود که دقیقاً برای میلاد میترا برگزار می‌شد. کلیسا برای جذب پیروان میترائیسم، اعلام کرد که «خورشید حقیقی» عیسی مسیح است و تولد او را بر روز میلاد مهر منطبق کرد.
  • • پیروزی بر تاریکی: کلیسا می‌خواست معنای نمادینِ «بلند شدن روزها» پس از طولانی‌ترین شب سال را به ظهور مسیح پیوند بزند تا مفاهیم نور و نجات را در ذهن مردم تثبیت کند.

هماهنگی نجومی یلدا و کریسمس

پیام کریسمس دقیقاً همان پیام یلدا است. بازگشت نور . نام «یلدا» ریشۀ سُریانی دارد (هم‌ریشه با ولادت) و به معنای تولد است. این واژه مستقیماً به میلاد خورشید اشاره داشت که بعدها مسیحیان آن را برای میلاد مسیح به کار بردند. شایان به ذکر است که نام نخستین این شب «چلّه» بوده است و بر اساس گاهشماری چهل روزه نامگذاری شده چنان که هنوز نام‌های «چلّۀ زمستان و تابستان و کوچک و بزرگ» وجود دارند. ایرانیان باستان که در نجوم پیشرو بودند، دریافتند که در پایان آذر ماه، خورشید به پایین‌ترین نقطه افقی خود می‌رسد. آن‌ها معتقد بودند در این شب، ایزد نور در غاری زاده می‌شود و از فردای آن، نور بر تاریکی پیروز شده و روزها رو به بلندی می‌روند.

راز اختلاف چندروزه (۲۱ دسامبر در مقابل ۲۵ دسامبر)

پاسخ این معما در خطای تقویم قدیم رومی (ژولیانی) نهفته است. در زمان یولیوس سزار، انقلاب زمستانی دقیقاً بر ۲۵ دسامبر منطبق بود. اما تقویم ژولیانی هر ۱۲۸ سال، یک روز خطا می‌کرد و از طبیعت عقب می‌ماند.

  • • اصلاحیه گریگوری: در سال ۱۵۸۲ میلادی، پاپ گریگوری تقویم را اصلاح کرد. در آن زمان، انقلاب زمستانی واقعی (زمان نجومی) به ۲۱ دسامبر رسیده بود.
  • • تثبیت نمادین: کلیسا که قرن‌ها ۲۵ دسامبر را به‌عنوان روز جشن گرامی داشته بود، حاضر نشد تاریخ نمادین و سنتی خود را تغییر دهد. در نتیجه، یلدا (اول دی) بر زمانِ واقعی و نجومیِ انقلاب زمستانی باقی ماند، اما کریسمس در تاریخِ قراردادی و اشتباهِ خود تثبیت شد.

برتری تقویم خورشیدی ایران بر تقویم اروپا

دقت بالاتر تقویم ایرانی نسبت به تقویم میلادی در مبدأ محاسبۀ آن‌ها است که در جدول زیر مقایسه شده است:

 شاخص مقایسه  تقویم جلالی (ایرانی)  تقویم گریگوری (میلادی) 
 نوع محاسبه   خورشیدی رصدی: بر اساس حرکت واقعی زمین  خورشیدی قراردادی: بر اساس فرمول ریاضی 
 دقت در فصول   انطباق کامل با لحظۀ نجومی انقلاب زمستانی  دارای ۴ روز اختلاف با پدیدۀ نجومی 
مبدأ فصل تغییر فصل با تحویل واقعی ساعت و دقیقهتغییر فصل در تاریخ ثابت قراردادی

خلاصۀ و نتیجه‌گیری
شب یلدا و کریسمس هر دو فرزندان یک سنت کهن خاورمیانه‌ای (ایرانی-میترایی) هستند. یلدا جنبۀ نجومی و علمی خود را در تقویم دقیق ایرانی حفظ کرده است، در حالی که کریسمس جنبه‌ی آیینی و مذهبی آن را در تقویم میلادی تداوم بخشیده است. کلاه قرمز بابانوئل (کلاه فریژی آزادی) و درخت همیشه‌سبز (سرو کهن و کاج)، نشانه‌های آشکاری هستند که ثابت می‌کنند کریسمس چیزی نیست مگر یک «یلدایِ اروپایی شده». این مقاله با بررسی جامع سیر تحول آیین مهر از ایران تا قلب اروپا، نشان داد که چگونه نمادها، معماری، پوشاک و حتی تقویم‌های ایران، وام‌دار جریانی سیال از باورهای باستان هستند که در قالب‌های نوین به حیات خود ادامه می‌دهند.

افق‌های نوین: کریسمس در فرهنگ ژاپن و پیوند آن با هویت ایران

در بخش پایانی این نوشتار، به بررسی نفوذ کریسمس در دورترین نقاط مشرق‌زمین یعنی ژاپن می‌پردازیم؛ سرزمینی که اگرچه با مسیحیت پیوند مذهبی عمیقی ندارد، اما این جشن را به شکلی منحصربه‌فرد درونی کرده است. همچنین به این نکته بازمی‌گردیم که چرا ما ایرانیان، با توجه به ریشه‌های میترایی ذکر شده، پیوندی به‌مراتب اصیل‌تر و دیرینه‌تر با کریسمس داریم.

سابقه مسیح‌ستیزی و مسیحیان پنهان در ژاپن

مسیحیت در سال ۱۵۴۹ توسط «فرانسیس کساویه» وارد ژاپن شد، اما به زودی به عنوان تهدیدی برای وحدت ملی تلقی گردید. دوران ادوو (Edo) شاهد یکی از سخت‌گیرانه‌ترین سرکوب‌های مذهبی در تاریخ بود:

  • فرمان اخراج (۱۶۱۴): شوگون‌سالاری توکوگاوا مسیحیت را ممنوع کرد. آن‌ها نگران بودند که وفاداری مسیحیان به پاپ، زمینه‌ساز استعمار ژاپن توسط اروپایی‌ها شود.
  • آزمون فومیه (Fumie): مقامات برای شناسایی مسیحیان، آن‌ها را مجبور می‌کردند بر روی تصاویری از مسیح یا مریم مقدس پا بگذارند. کسانی که امتناع می‌کردند، با روش‌های هولناکی اعدام می‌شدند.
  • مسیحیان پنهان (Kakure Kirishitan): برای بیش از ۲۵۰ سال، گروهی از مؤمنان در خفا و با ادغام نمادهای مسیحی در مجسمه‌های بودایی (مانند نمایش مریم مقدس به شکل الهه «کانون») به حیات خود ادامه دادند.

آمار مذهبی و پدیدۀ «سینکرتیسم» در ژاپن

جامعۀ ژاپن از نظر مذهبی بسیار خاص است؛ زیرا اکثر مردم خود را هم‌زمان پیرو چند آیین می‌دانند. این موضوع باعث شده کریسمس نه به عنوان یک آیین مذهبی، بلکه به عنوان یک پدیدۀ فرهنگی-تجاری پذیرفته شود.

 مذهب  درصد تقریبی پیروان  ملاحظات فرهنگی 
 شینتو (Shinto)   حدود ۷۰٪ - ۸۰٪  آیین بومی؛ متمرکز بر مراسم تولد و ازدواج 
 بودیسم (Buddhism)   حدود ۶۵٪ - ۷۰٪  متمرکز بر مراسم‌های تدفین و فلسفه پس از مرگ 
 مسیحیت   حدود ۱٪ - ۱.۵٪  تأثیر بسیار بالا در حوزۀ آموزش، مد و انیمه 

نکته: مجموع درصدها بیش از ۱۰۰ است، زیرا ژاپنی‌ها معمولاً مناسک شینتویی و بودایی را هم‌زمان انجام می‌دهند. 

کریسمس در ژاپن مدرن: از انیمه تا مرغ سوخاری

در ژاپن، کریسمس یک تعطیلی رسمی نیست، اما به شکلی خیره‌کننده جشن گرفته می‌شود. نفوذ این جشن در انیمه‌ها و سریال‌های ژاپنی به قدری است که بسیاری از مخاطبان جهانی، تصورات خود از کریسمس را از دریچۀ هنر ژاپن دریافت می‌کنند:

  • روز عشاق: برخلاف غرب که کریسمس جشنی خانوادگی است، در ژاپن شب کریسمس (۲۴ دسامبر) رمانتیک‌ترین شب سال برای زوج‌ها است و حال و هوایی شبیه به روز ولنتاین دارد.
  • سنت KFC: به دلیل یک کمپین تبلیغاتی موفق در دهۀ ۱۹۷۰، امروزه خوردن مرغ سوخاری کنتاکی سنت اصلی شب کریسمس در ژاپن شده است!
  • کیک توت‌فرنگی (Christmas Cake): کیک‌های اسفنجی سفید با توت‌فرنگی قرمز (یادآور رنگ‌های پرچم ژاپن) بخش جدایی‌ناپذیر این جشن هستند.
  • نورپردازی (Illumination): شهرهای ژاپن شاهد خیره‌کننده‌ترین نورپردازی‌های جهان هستند که به نوعی تداوم همان مفهوم «ستایش نور» در تاریکی زمستان است.

یلدا و کریسمس؛ دو بال یک رسم

در جهان امروز که بهانه‌ها برای شادی اندک است، بازشناسی ریشه‌های مشترک ادیان می‌تواند مایۀ نزدیکی انسان‌ها شود. کریسمس و بابانوئل، در حقیقت شکل دگرگون‌شدۀ یکی از اصیل‌ترین رسوم مردم ایران کهن هستند. تطبیق این نشانه‌ها ثابت می‌کند که مسیحیت نه یک گسست تاریخی، بلکه استمراری از الهیات نور در خاورمیانه است که با گذر از صافی فرهنگ‌های رومی و ژرمن، هویت امروزی خود را یافته است. ایرانیان پیوندی به‌مراتب گسترده‌تر و عمیق‌تر از مردمان ژاپن با کریسمس داریم. برای ما، این جشن غریب نیست؛ چرا که کلاه قرمز بابانوئل همان کلاه فریژی میترا، و درخت کاج همان سرو همیشه‌سبز یلدا است. ایرانیان این شانس را دارند که در بازه‌ای کوتاه، از دو جشن بزرگ لذت ببرند: ابتدا «شب چله» به سبک سنتی و نجومی، و درست چند روز بعد، نسخۀ جهانی و اروپایی‌شدۀ آن یعنی «کریسمس». کلاه قرمز بابانوئل تا گودی محراب، و از ناقوس کلیسا تا مقام عالی «پاپا»، همگی میراثی زنده از ایزد مهر ایران هستند که هنوز در چرخۀ سالانه و معماری قدسی جهان حضور دارند. لذت بردن از این آیین‌ها لزوماً نیازمند مسیحی بودن نیست؛ چرا که نیایش نور، عدالت و وفای به پیمان، ارزش‌هایی جهانی و انسانی هستند که ریشه در خاک ایران دارند.

 

منابع برای این گفتار بسیار است و همواره یافته‌های جدیدی مطرح می‌شوند، ولی فصل پنجم کتاب «اسطوره‌شناسی ایزدان ایران» نوشتۀ «شروین وکیلی» که مفصل‌ترین فصل این کتاب هم هست، جزو کامل‌ترین متون در این مورد است و برای پژوهش بیشتر توصیه می‌شود.

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (0)

اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

Logo
Faragoman
"

نوید صنایع مظفری ثابت

کارشناس ارشد کارگردانی انیمیشن از دانشگاه هنر سوره

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...